Playing via Spotify Playing via YouTube
Skip to YouTube video

Loading player…

Scrobble from Spotify?

Connect your Spotify account to your Last.fm account and scrobble everything you listen to, from any Spotify app on any device or platform.

Connect to Spotify

Dismiss

A new version of Last.fm is available, to keep everything running smoothly, please reload the site.

Golhaye Rangarang No. 495 - Homayoun - Lyrics

نمی دانم
نمی خواهم بدانم
كه ساز كهنۀ عشقم شكسته
نمی خواهم بدانم
در نگاهم
غروب غربت صحرا نشسته

خانۀ عشق من اكنون بی تو رنگ غم گرفته
محفل پر شور من از دوری ات ماتم گرفته

من تو را هر نیمه شب محزون و خاموش
با دو چشم مات و غمگین جستجو كردم

همچو یك دیوانۀ غمگین به یادت
كوچه های آشنا را زیر و رو كردم

تا به چشم خویش دیدم هرچه بود از هم گسسته
سایۀ سرد جدایی در میان ما نشسته

دل مگو با من كه او دیوانه ای دیوانه ای بود
در میان سینه ام بیگانه ای بیگانه ای بود
دل مگو با من كه او دیوانه ای دیوانه ای بود
در میان سینه ام بیگانه ای بیگانه ای بود
بر تو نفرین ای دل من ای دل بی حاصل من
من ز دست تو چنین افسانه گشتم

از همه خلق جهان بیگانه گشتم

خسته ام دیوانه دل زین بی قراری
من ندارم طاقت دیوانه داری
خسته ام دیوانه دل زین بی قراری
من ندارم طاقت دیوانه داری

شكسته خاطر و آزرده جان و خسته تنم كسی مباد چنین زار و مبتلا كه منم
بلای جان من این عقل مصلحت بین است بیار باده كه غافل كند ز خویشتنم
چو شمع آتش سوزان درون جان دارم ببین به روشنی فكر و گرمی سخنم

در شعلۀ آن شمع كه افروخته بودم
ای کاش كه پروانه صفت سوخته بودم

نقشی ز وفا نیست در این مرحله یارب
من درس وفا را ز كه آموخته بودم

افسوس كه روشنگر بزم دگران شد
شمعی كه ز سوز جگر افروخته بودم

آن كو به تمنای تو رسوای جهان گشت
ای آفت هستی من دل سوخته بودم

یك رنگی و تسلیم و صفا را همه ای عشق
در سینه به سودای تو اندوخته بودم

از این دل داد من بستان خدایا ز دستش تا به كی گویم خدا دل
به تاری گردنش را بسته زلفت فقیر و عاجز و بی دست و پا دل

نمی دانم نمی خواهم بدانم كه ساز كهنۀ عشقم شكسته
نمی خواهم بدانم در نگاهم غروب غربت صحرا نشسته

خانۀ عشق من اكنون بی تو رنگ غم گرفته
محفل پر شور من از دوری ات ماتم گرفته

من تو را هر نیمه شب محزون و خاموش
با دو چشم مات و غمگین جستجو كردم

همچو یك دیوانۀ غمگین به یادت
كوچه های آشنا را زیر و رو كردم

تا به چشم خویش دیدم هرچه بود از هم گسسته
سایۀ سرد جدایی در میان ما نشسته

دل مگو با من كه او دیوانه ای بود
در میان سینه ام بیگانه ای بود

بر تو نفرین ای دل من ای دل بی حاصل من

من ز دست تو چنین افسانه گشتم
از همه خلق جهان بیگانه گشتم

خسته ام دیوانه دل زین بی قراری
من ندارم طاقت دیوانه داری

Similar Tracks

Similar Artists

Don't want to see ads? Subscribe now

API Calls